بلایای طبیعی – خشکسالی و سیل

مسئله

بلایای طبیعی همان کنش و واکنش عوامل و عناصر طبیعت هستند که بازتاب‎های پیرامونی آن‌ها در صورت ناآمادگی شهروندان و کارگزاران به شکل «بلا» هویدا می‎شوند. زیست و زیستگاه انسان‎ها از آغاز پیدایش تا کنون درگیر رخدادهای طبیعت‌پایه بسیاری بوده که هزینه‌های جانی و مالی آشکار و پنهان کلانی بر آن‌ها روا داشته است. آمارها گویای آن هستند که طی چند دهه اخیر نیز بر شمار و دامنه آسیب‎زایی بلایای طبیعی افزوده شده است. به دیگر سخن، بازتاب عملکرد انسان‎ها در طبیعت به گونه‎ای بوده که در بسیاری از مناطق به پیچیدگی و فزایندگی بازتاب پیشامدهای طبیعی دامن زده است. در این میان، رخداد بلایای طبیعی در کشورمان طی چند دهه اخیر متأثر از موقعیت جغرافیایی و تغییر آب و هوا از یک سو و پائین‌بودن سواد زیست‌محیطی و ناآمادگی شهروندان، سرمایه‎زدگی‎ فرهنگ زیست‎محیطی جامعه، ناهمراهی مردم در قالب دست‌اندازی‎های ویرانگر در محیط‎ زیست، ساخت بناهای نااستوار و ناپایدار، مکان‎یابی نادرست سازه‎ها، پایش و مدیریت ناکارامد و جزیره‎ای روند فزاینده‎ای داشته است. بدین معنا، از ۴۱ نوع پیشامد طبیعی، ۳۱ گونه آن مانند زمین‎لرزه سیل، توفان، گردباد، تگرگ، بهمن، آذرخش، تغییر تند دما، خشک‎سالی و غیره در کشورمان رخ می‎دهد، به گونه‎ای که ایران جزو ده کشور بلاخیز جهان است. برخاسته از چنین وضعیتی، سالانه افزون بر ویران‎سازی سازه‎ها و زیرساخت‎های زیربنایی و روبنایی بسیاری از هم‎میهنان را به کام مرگ می‎فرستد که در این میان، رخدادهای سیل و خشک‏سالی نمود بیشتری داشته‌اند.

تبیین وضعیت کنونی

خشک‏سالی

در چهار دهه گذشته، بَسامد خشک‏سالی در کشورهای غرب آسیا بیشتر و بازه زمانی آن درازمدت‌تر شده است. سازمان ملل متحد تابستان ۹۷ هشدار داد که کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا با نگرش به غباری که کویرهای این مناطق را در می‌نوردد باید برای کمبود آب و خشک‏سالی‎های آینده خود را آماده کنند. در این میان، بازتاب اقلیمی موقعیت جغرافیایی جنب حاره‌‎ای ایران در این سرزمین به شکل کم‎بارشی، خشک‎سالی و بیابان‎های پهناور نمود یافته است. این در حالی است که طی یک و نیم دهه گذشته، برخاسته از دگرگونی اقلیم کشورمان درگیر تغییر الگوی بارش و به تبع آن، افزایش دما و کاهش بارندگی شده است. بر بنیاد آمار طی یک دهه گذشته بیش از ۹۷ درصد از گستره کشور دچار خشک‎سالی انباشتی و بلندمدت شده که بازتاب آن چالش و کمبود پایدار آب و تفدیدگی زمین بوده است. این در حالی است که طی همین مدت کشاورزی ناکارای پرمصرف، شهرنشینی فزاینده و هدررفت آب به پیامدهای خشک‎سالی در کشورمان دامن زده است.

سیل

نزدیک به ۶۰ درصد از آسیب‎زایی بلایای طبیعی جهان در پیوند با سیلاب‎هاست. یافته‌ها نشان می‎دهند در کشورمان چنانچه بارندگی مقداری از میانگین بالاتر باشد به سیلاب و اگر از میانگین کمتر باشد به خشک‎سالی می‎انجامد. وضعیت اقلیمی و جغرافیایی کشورمان به ‎گونه‎ای‎ است که هر سال پدیـده سیلاب همراه با آسیب‎زایی گسترده رخ می‌دهد. در ایران عوامل و زمینه‏هایی مانند ناآمادگی زیرساخت‎های کشور در برابر تغییر آب و هوا، ناتوانی دستگاه‎های دست‎اندرکار برای مهار آب‏های سطحی، پیش‎بینی‎ناپذیری حجم بارش، شتاب و درشت‏دانگی بارش‌ها، تندی شیب کوه‌ها، تُنُکی یا نبود پوشش گیاهی، خشکی خاک‌، فاصله اندک آبخیز تا آبریز، انباشت برف در بلندی‏ها و کمبود سد و بند، لایروبی‌نشدن جوی‎ها، دست‎اندازی در کرانه رودخانه‏ها و تغییر کاربری زمین‎های پیرامون رودها و بارش‎ها کوتاه‌مدت پرحجم، به هنگام بارندگی به رخداد سیلاب‌های در کشورمان منجر می‎شوند. بر بنیاد داده‎ها، طی یک دهه گذشته به‌ طور میانگین، سالانه ۶۰ سیلاب در کشور رخ داده و برخاسته از آن سالانه ده‎ها تَن از هم‌میهنانمان جان خود را از دست می‎دهند و زیان‎های جبران‎ناپذیر اقتصادی و زیست‎محیطی به کشور وارد می‌شوند. فزایندگی شمار سیلاب‎های کشور گویای این واقعیت است که دیگر نبایـد سیلاب را پیشامدی ناگهانی با حجم کلانی از آب در کشور دانست و باید با نگرش به افت گسترده آب‎های زیرزمینی کشور مدیریت سیلاب به گونه‎ای باشد که افزون بر ایجاد آمادگی در میان شهروندان و دستگاه‏های دست‎اندرکار به تواناسازی آب‎خوان‎های کشور بیانجامند.

در ایران سال آبی از پائیز تا پائیز است. بر پایه داده‎های پیونددار با وضعیت بارش کشور از آغاز مهر تا دوم اسفند سال آبی (۹۸ -۱۳۹۷) اندازه بارش افزون بر ۱۸۴ میلی‌متر است. این اندازه بارندگی در هم‎سنجی با میانگین دوره‌های مشابه درازمدت (۱۳۴میلی‌متر) ۳۷درصد افزایش و در سنجش با دوره مشابه سال آبی گذشته ( ۶۳ میلی‌متر) ۱۹۲درصد افزایش نشان می‌دهد. همچنین، حجم بارش یکم مهر تا پایان دوم اسفند برابر ۳۰۳٫۲۳۷ میلیارد متر مکعب بود. در ادامه، جدول وضعیت بارندگی کشور در سنجش با میانگین درازمدت و سال آبی گذشته همین دوره و درصد افزایش یا کاهش آن در سطح کشور به تفکیک شش حوضه آبریز اصلی آمده است.

وضعیت بارش 1

بر بنیاد داده‎های جدول بالا وضعیت بارش همه حوضه‎های آبریز کشور در سنجش با سال آبی گذشته بهتر شده، اما در بسیاری از حوضه‎های آبریز کوچک وضعیت گونه دیگر است. بر پایه داده‎ها وضعیت بارش در سال آبی جاری در سنجش با بلندمدت ۳۷درصد افزایش داشته که در این میان، استان‎های غربی (به ویژه ایلام و لرستان) بیشترین افزایش بارش و استان هرمزگان، بخش بزرگ حوضه آبریز مرکزی، استان سیستان و بلوچستان و مرز شرقی (خراسان جنوبی و سیستان) کمینه دریافت بارش را داشته‌اند. خشک‎سالی دو دهه‎ای استان خراسان جنوبی به‌ خشکیدن ۳۰ درصدی قنات‌ها و کاهش آب‎دهی۷۰ درصد دیگر قنات‎ها انجامید. در سال آبی جاری نیز حوضه آبریز شرق که خراسان جنوبی را نیز در بر می‌گیرد، در سنجش با دیگر مناطق کشور به رغم بروز سیل در این استان وضعیت چندان مساعدی نداشت. در استان زنجان به رغم وضعیت مناسب بارش در کشور، برآوردها نشان می‎دهند که خشک‏سالی ۱۱ ساله استان سبب شده ۸درصد استان درگیر خشک‏سالی ضعیف، ۵۱درصد متوسط، ۳۰ درصد شدید و ۱۱درصد خشک‌سالی بسیار شدید باشد. تغییر اقلیم در استان چهارمحال و بختیاری باعث شده در پایان سال ۱۳۹۷ نزدیک به  ۹۹.۷درصد از مساحت و ۹۲درصد جمعیت استان دچار خشک‌سالی شود و طی دهه گذشته شمار روزهای برفی استان به نیم فرو کاسته و پوشش برف از ۷ ماه به کمتر از ۳ ماه برسد.

وضعیت بارش 2

برآورد وضعیت موجود درباره سیل نیز، نیمه نخست سال ۱۳۹۷ باران‎های تند در مناطقی از استان‎های خراسان شمالی، رضوی و جنوبی، سمنان و آذربایجان غربی به آب‎گرفتگی گذرگاه‎ها و روان‌شدن سیل انجامید سال جاری آبی در ایران از همان آغاز پربارش آشکار شد. یافته‏ها گویای آن هستند که در پی خشک‎سالی‌های پیاپی، به ویژه خشک‎سالی سال گذشته، خشکی زمین و بستر رودخانه‌ها موجب شده بخش کلانی از بارش‎ها از همان نیمه نخست سال آبی به روان‎آب‎های بزرگ و سیلاب تبدیل شوند. برای نمونه بارش‏۳۰۰ میلی‌متر میانه مهرماه در استان مازندران به جان‎باختن ۵ تَن از هم‎میهنان و آسیب کلان به بناهای شهری، پل‌ها، سردهنه‌ها، باغ‏ها و زمین‏های کشاورزی، شبکه آب‎رسانی و دیگر زیرساخت‎ها شد. بارش‌های مهرماه نیز در روستاهای استان گیلان ۴۴ میلیارد تومان زیان به جای گذاشت. نیمه دوم بهمن‌ماه تقریباً همه استان‎های کشور زیر پوشش سامانه بارشی بودند و بخش‎هایی از استان‎های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کردستان، چهارمحال و بختیاری و گلستان بیشترین بارش را تا ۸۰ میلی‎متر در سراسر کشور داشتند که در این میان، بیشینه مجموع بارش این هفته در ایستگاه نیک‎شهر در استان سیستان و بلوچستان به میزان۷۱ میلی‌متر ثبت شد. بارندگی‎های شدید دهه سوم بهمن‎ماه و طغیان بی‎سابقه رودخانه‌های فصلی به ورود آب رودخانه‎ها به کشت‎زارها و نابودی بسیاری از خانه‌های کپری و زمین‏های باغی و صیفی کشاورزان منطقه هشت‎بندی هرمزگان انجامید. در پی بارش باران و روان‎شدن سیلاب‎، دوازده محور ارتباطی جنوب سیستان و بلوچستان بسته شد. طی همین بازه زمانی، ۲۲ استان کشور از جمله اصفهان، ایلام، بوشهر، تهران، چهارمحال و بختیاری، خراسان‌های جنوبی، رضوی و شمالی، خوزستان، سمنان، سیستان و بلوچستان، فارس، قزوین، کرمان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، لرستان، مازندران، مرکزی، هرمزگان و یزد درگیر سیلاب شدند که در پی آن شماری از هم‎میهنان به علت گرفتار شدن در مسیر سیلاب جان خود را از دست دادند. ارزیابی‌ها گویای آن هستند که رخداد سه بار سیل از مهرماه تا اسفند در لرستان بیش از پانصد و پنجاه میلیارد تومان به این استان آسیب رساند. در دهه سوم بهمن‎ماه بارندگی‎های شدید به روان‎شدن سیلاب در جنوب شرق کشور به ویژه جنوب استان سیستان و بلوچستان انجامید که بیش از ۳۷ میلیارد تومان آسیب به سازه‎ها و زیرساخت‎های این بخش از کشور به جای گذاشت. همچنین این سیلاب‎ها به بیش از ۶۷۰ کیلومتر از راه‎های روستایی کرمان در قالب آب‎بُردگی و ویران‎سازی بستر راه و شانه‌های خاکی آسیب رساند. بارها درباره سیلاب در استان خوزستان با نگرش به افزایش بارندگی‌ها سنگین در خود استان و حوضه‌های آبریز سد‌های استان و افزایش ورودی آب و درصد پُرشدگی بالای مخازن سد‌ها بارها هشدار داده شد که چنانچه وضعیت تداوم بیابد و نتوان سیلاب خروجی سد کرخه و دز را مدیریت کرد، امکان تنظیم آب خروجی وجود نخواهد داشت و احتمال سَرریز مهارناشده سد وجود دارد که بی‌گمان هزینه‌های بالایی متوجه پائین‌دست رودخانه یعنی شهرستان دزفول، شوش، شوشتر، اهواز، دشت آزادگان و هویزه می‌کند که البته سیل نیز رخ داد و هزینه‎های کلانی به جای گذاشت.

در وضعیتی سال نو آبی۹۷-۱۳۹۶ آغاز شد که سال آبی۹۶-۱۳۹۵ در هم‎سنجی با میانگین بلندمدت و سال آبی گذشته به ترتیب مجموع بارش کشور نزدیک به ۶ و ۷ درصد کاهش داشت. بر بنیاد آمارها اندازه بارش سال آبی ۹۷-۱۳۹۶ در کشور ۱۶۶ میلی‌متر بود. این در حالی است که بارش دوره بلندمدت (میانگین۳۰ ساله) ۲۳۲ نسبت به سال گذشته خود ۲۱۲میلی‌متر بود. بر این پایه، بارش سال آبی ۹۷-۱۳۹۶ به ترتیب ۲۸٫۷ و ۲۱٫۹درصد نسبت به بلندمدت و سال گذشته کاهش داشت، اما آماری که جای درنگ داشت، کم‌بارشی ۲۲ استان کشور نسبت به مدت مشابه است. در این میان، ۷ استان بارش نرمال و دو استان آذربایجان غربی و شرقی بارش بیش از نرمال داشتند. این آمار گویای آن است که بیشترین کاهش نسبی بارش به ترتیب در استان‌های سیستان ‌و ‌بلوچستان، کرمان، هرمزگان، فارس و کهگیلویه‌ و ‌بویراحمد نسبت به دوره مشابه بلندمدت رخ داد. طی این بازه زمانی، ۹۱درصد مساحت کشور زیر تأثیر درجات مختلف خشک‎سالی بود، به گونه‎ای که فقط ۹درصد مساحت ایران در وضعیت نرمال قرار داشت. از دید بارشی طی پاییز بارش چندانی رخ نداد چنانچه بخشی از این کم‌بارشی در زمستان و به ویژه بهار جبران نمی‌شد، کمبود آب و تنش آبی سراسری پیامد حتمی آن بود. چنانچه در تهران همان یک‎بار برف سنگینی زمستانی نمی‌بارید، سدها وضعیت نگران‌کننده‌ای می‌داشتند. به هر روی، میانگین سال آبی دور از انتظار بود و کاهش ۲۸درصدی بارش نسبت با سال گذشته با دشواری‎های بسیاری در فراهم‎سازی آب کلان‌شهرها و برای کشاورزی همراه شد. برای نمونه در تابستان گذشته ۳۳۴ شهر کشور درگیر تنش آبی بودند. کاهش بی‌سابقه بارش‌ها در پاییز و زمستان سال گذشته و در پی آن افت روان‌‌آب‌ها موجب شد به رغم رشد ۱۲درصدی بارش‌ها در فصل بهار امسال، حجم ذخیره آب سدهای موجود در ۶ حوضه آبریز دریای خزر، خلیج فارس، دریاچه ارومیه، فلات مرکزی، هامون و سرخس به ۲۱٫۳ میلیارد مترمکعب برسد که در سنجش با سال گذشته آب موجود در مخازن سدهای کشور کاهش ۱۵ درصدی پیدا کرد و از مجموع گنجایش ۵۰ میلیارد مترمکعبی سدهای کشور، تنها ۲۱ میلیارد متر مکعب آب در مخازن سدها وجود داشت. به دیگر سخن، بیش از نیمی از ظرفیت سدهای کشور خالی بود به طوری که از میان ۱۷۷ سد بزرگ موجود در این ۶ حوضه آبریز ۹۰ سد بزرگ کشور مانند سدهای زاینده‌رود، شهید رجایی، ساوه، کوثر و ملاصدرا کمتر از ۴۰درصد آب ذخیره داشتند. برخاسته از کاهش ۲۴درصدی در استان تهران در پایان تابستان، ۶۷درصد حجم مخازن سد‌های تهران نسبت به مدت مشابه سال گذشته تُهی بود. در حوضه آبریز خلیج فارس برخاسته از بارش‌های کلان آب پشت مخازن سدهای لرستان نزدیک به ۵۱درصد از حجم مخازن سدهای استان پر شده که در سنجش با سال گذشته نزدیک به ۴۸درصد و نسبت به آغاز سال آبی جاری نزدیک به ۱۲۵درصد افزایش نشان می‎دهند.

میانگین بارندگی حوضه آبریز کرخه در نیمه نخست سال آبی ‌جاری، ۴۴۰ میلی‌متر گزارش شد که گویای ۹۰درصد افزایش نسبت به میانگین نیم‌سده گذشته در مدت مشابه بود. این در حالی است که میانگین بارش سال آبی گذشته در حوضه آبریز کرخه معادل ۷۴ میلی‌متر بود. میانگین بارش حوضه آبریز کارون بزرگ طی این مدت ۶۲۰ میلی‌متر بود که گویای افزایش ۶۶درصدی نسبت به میانگین نیم‌سده اخیر در مدت مشابه بود. این در حالی بود که میانگین بارندگی ثبت‌شده در سال آبی گذشته حوضه آبریز کارون بزرگ برابر با ۹۶میلی‌متر بود. با این حال، چالش کم‌آبی و گنجایش خالی دیگر سدها، به ویژه در دیگر حوضه‎ها همچنان برقرار است. برای نمونه، هفت استان خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، فارس، کرمان، هرمزگان، یزد و اردبیل به طور میانگین میانه ۱۰ تا ۵۰ درصد بارندگی‌های کمتری در هم‎سنجی با درازمدت داشته‌اند که برآیند آن در قالب ۴۰ درصد از سدهای بزرگی همچون زاینده‌رود، شهید رجایی، دوستی و ملاصدرا کمتر از ۴۰درصد آب ذخیره‌شده دارند. برای نمونه، سدهای سیستان و بلوچستان ۴۸درصد کاهش آبی دارند و بحران آب در این استان به مرز هشدار رسید. این در حالی است که سالانه ۶۰۰ میلیون متر مکعب اضافه‌برداشت آب در استان رخ می‎دهد.

در خصوص سیل نیز برخاسته از تغییر آب و هوا، طی یک‌ونیم دهه اخیر بسیاری از بارش‎های کشور در روزهای پایانی زمستان و روزهای آغازین بهار به شکل بارش‎های کوتاه و سیلابی در کشور می‎بارند. همزمانی آب‎شدن برف‎ها و افزایش آورد رودخانه‌ها به افزایش زمینه‎های سیل‎خیزی مسیل‎ها و رودخانه‎های کشور انجامیده است. داده‎ها نشان می‎دهند اگرچه حجم بارش‌ها در ایران به میزان ۲۰درصد در هم سنجی با میانگین درازمدت (۲۵۰ میلی‌متر) کاهش یافته، اما امروزه باران‌های شدید کوتاه‌مدت بر شمار رخداد سیل در کشور افزوده است. چالش راستین آنجاست که هرگز تصور نمی‌شود در منطقه‌ای که سال‌ها درگیر خشک‎سالی بوده و خبری از آمدن سیل و طغیان رودخانه‌ها نبوده است، کارگزاران و دست‌اندرکاران به یک‎باره هشدار دهند، ممکن است بارش‌ها به اندازه‌ای باشند که به سیلاب‎های ویرانگر بیانجامند. سیل‏های سال آّبی۹۷-۱۳۹۶ با وجود افت شدید بارش‎ها، جدای از این روند نبود. سیل شمال باختری کشور در فروردین‌ماه ۱۳۹۶ از آن دست سیلاب‎هایی بود که میانگین بارش ۴۰ میلی‌متر زیان جانی و مالی گسترده‎ای در پی داشت، به گونه‎ای که طی آن ۴۸ تَن جان باختند. در این میان، بیشترین آسیب‎ها و گم‎شدگی‎های این سیل پیونددار با شهرستان‌های عجب‌شیر و آذرشهر بود. افزون بر آذربایجان شرقی، باران شدید به روان‌شدن سیل در استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و زنجان انجامید. در مردادماه امسال بارش باران در استان‌های گلستان، گیلان، خراسان رضوی، خراسان شمالی و سمنان به روان‎شدن سیل در برخی شهرهای این استان‌ها انجامید. گستردگی سیل به اندازه‌ای بود که طی آن ۱۲ تَن جان باختند. به هر روی، واقعیت آن است که میان اندازه بارش و رخداد سیلاب پیوند وجود دارد. سیلاب‌های سال آبی گذشته در سنجش با نیمه نخست سال آبی جاری کمتر است، زیرا بارش کمتری رخ داده بود، اما در هر صورت شمار سیلاب‎ها رو به افزایش است.

تخمین وضعیت آتی

داده‎ها گویای آن هستند که میانگین بارش سال آبی۹۸-۱۳۹۷ در هم‎سنجی با سال گذشته بالاتر است. پیش‎بینی‎ها نیز نشان می‌دهند بارش‎های بهاری نیز تداوم وضعیت نیمه نخست سال آبی جاری خواهد بود. هرچند در سال آبی گذشته میزان بارش به جز در حوضه آبریز دریاچه ارومیه در بقیه کشور ۲۷درصد نسبت به سال گذشته افت داشت، اما امسال بارندگی در هم‎سنجی با نیمه نخست سال گذشته ۳۷درصد بیشتر بود. بر بنیاد داده‎ها، ورودی آب به مخازن سدهای کشور از آغاز سال آبی (۹۸-۹۷) تا دهه سوم بهمن‌ماه در مجموع نزدیک به ۲۴ میلیارد متر مکعب بود که رشدی ۲۷۰درصدی نسبت به سال آبی گذشته نشان می‎دهد. در حال حاضر، گنجایش مخازن سدهای کشور ۵۰ میلیارد متر مکعب است. چالش آنجاست که این افزایش یکنواخت در سراسر کشور نباریده است. برای نمونه، بیشینه بارش ثبت‌شده پیونددار با ایستگاه کشور- سرخاب با ۱۱۷۷ میلی‌متر بارش در استان لرستان در حوضه آبریز خلیج فارس و کمینه بارش ثبت‌شده در ایستگاه محوطه امور آب چابهار با ۳۹٫۳ میلی‌متر در استان سیستان و بلوچستان است. بر بنیاد آمار، در حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان حجم آب ورودی به مخازن سدهای حوضه کارون بزرگ، کرخه و مارون از آغاز سال آبی ۹۸-۹۷ تا دهه سوم بهمن ۱۵ میلیارد و ۲۵۸ میلیون متر مکعب برآورد شد که در هم‎سنجی با سال آبی گذشته ۴۴۵ درصد افزایش داشت. حجم آب ورودی به سدهای کارون ۴، کارون ۳، شهید عباسپور، مسجد سلیمان و گتوند علیا در استان خوزستان پنج میلیارد و ۷۳۳ میلیون مترمکعب گزارش شد که نسبت به سال گذشته در همین مدت ۳۱۴ درصد رشد داشت. بر بنیاد همین داده‏ها، سد مارون با ۸۳۳ میلیون مترمکعب ورودی آب از بیشترین میزان ورودی نسبت به سدهای خوزستان برخوردار بود که این اندازه افزایش، رشد ۸۹۸درصدی ورودی  در سنجش با سال آبی گذشته را نشان می‎دهد. در حوضه آبریز شرق میزان ورودی به سدهای استان سیستان و بلوچستان از آغاز سال آبی تا  اول اسفند (۹۸ -۹۷) ۸۴ میلیون مترمکعب بود که نسبت به سال آبی گذشته نزدیک به ۱۰۰ برابر جهش نشان می‎دهد. بیشترین حجم آب ورودی به سدهای استان سیستان و بلوچستان با ۳۹٫۲ میلیون مترمکعب به سد پیشین مربوط می‌شد. با این حال، فقط ۲۵ درصد حجم مخازن استان پر شد که این میزان، ۳۸ درصد کاهش نسبت به مدت مشابه سال گذشته را نشان می‌دهد. هم‌اکنون ۴۷ درصد سدهای استان هرمزگان پر شده و این میزان حجم آب نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳۶ درصد افزایش را نشان می‌دهد، اما بر بنیاد جدولِ وضعیت بارش سال آبی جاری کشور سال آینده به ویژه در فصل گرم، استان‎های واقع در حوضه آبریز مرکزی به ویژه فارس، اصفهان، یزد، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و اردبیل در حوضه آبریز ارس هرچند در سنجش با سال آبی گذشته بارش بیشتری داشته‎اند، اما به واسطه افزایش گرما و ژرفا و گستره کم‌آبی سال گذشته درگیر تنش‎های آبی جدی خواهند بود. برابر آمارها حجم کلانی از گنجایش سدهای این مناطق تهی از آب هستند. این در حالی است که در برخی مناطق مانند هرمزگان و سیستان و بلوچستان که طی سال‎های گذشته بارندگی نداشتند، بهمن‎ماه بارش‎های سیل‏آسایی دریافت کردند، به گونه‎ای که در پی بارش‎های میان حوضه‎ای پائین‎دست سدهای بناشده در افغانستان سیلاب بهمن‌ماه وارد منطقه سیستان شد که به میزان ۱.۸ میلیون مترمکعب از آن برای مصارف آشامیدن وارد مخازن چاه‌نیمه‎ها شد. از آنجا که سیلاب‎های یادشده گذرا و ناماندگار هستند، این حجم آب در کلیت خود قابلیت برنامه‏ریزی بلندمدت ندارند. بر پایه آمار، امسال نسبت به سال پیش، بالاترین میزان رشد بارندگی در حوضه مرزی شرقی رخ داد یعنی۶۸۰ درصد میزان بارش بالاتر از پارسال بود، اما همه بارندگی در این حوضه۳۹ میلی‌متر بود. بنابراین این اعداد و رشد بالا نباید ما را بفریبد. از ۱۷۸­ سد در حال بهره‌برداری کشور در حال حاضر ۲۳ درصد بیش از ۹۰ درصد ذخیره­ دارند و ۱۱۰ سد کشور کمتر از ۵۰ درصد ظرفیت خود موجودی ذخیره کرده‌اند. با وجود افزایش بارش‎ها و جریان‌های ورودی به سدها در سه ماه گذشته شماری از سدهای بحرانی همچنان با محدودیت روبه‎رو هستند. سد زاینده‌رود در اصفهان با ۸۹ درصد ظرفیت تهی، شمیل و نیان و استقلال در هرمزگان با ۷۰ درصد ظرفیت خالی و سد دوستی در خراسان رضوی با ۷۸ درصد گنجایش تهی از جمله سدهای مهم اما بحرانی کشور هستند. پایان فصل پائیز امسال،­ ورودی سدهای تهران با ۳۲درصد افزایش نسبت به مدت مشابه سال گذشته هستند، اما مخازن این سدها با نگرش به اینکه پائیز سال گذشته در کاهش بارندگی رکورددار است با ۱۲ درصد کاهش نسبت به مدت مشابه سال گذشته روبه‎رو شدند. کشورمان نزدیک به۱۰ سال پیش تا کنون بارشی فراتر از میانگین بلندمدت نداشته است. از این رو، پیوستگی خشک‎سالی در کشور و خشکی زمین موجب شد بارش‌های پائیزی امسال لزوماً به روان‌آب تبدیل نشود و بخشی از بارش‌ها صرف نَم از دست رفته خاک شوند. ادامه وضعیت یادشده به یکی از خشک‌ترین بازه‎های زمانی نیم سده گذشته کشور در سال آبی ۹۶-۹۷ باعث شده منابع آب برخی سدهای بزرگ کشور به ویژه در حوضه آبریز شرق و مرکزی که در وضعیت بحرانی هستند، چندان تغییر نکند و حتی حجم برخی از سدهای مهم کشور که فراهم‎کننده آب آشامیدنی شهرها هستند، در هم‎سنجی با سال گذشته کاهش نیز داشته‌ باشد. از این رو، سال آینده همچنان بخش‎های پهناوری از حوضه آبریز مرکزی، شرق و قره‌قوم درگیر تنش آبی خواهند بود. از این رو، در بخش‎های کم‌بارش، روند کَندن چاه‎های عمیق و نیمه‌عمیق با پروانه و بی‌پروانه همچنان دنبال خواهد داشت. نکته آنکه در استانی مانند کرمان سالانه یک میلیارد مترمکعب بیلان منفی آب وجود دارد و دیگر استان‎های این محدوده وضعیتی کمابیش این‌چنین دارند. گردوغبار برخاسته از بستر خشک تالاب‎ها و دریاچه‎ها هوای منطقه را آلوده خواهد کرد، با نگرش به کم‎آبی و افزایش گرما، خروش و خیزش کشاورزان اصفهان باز هم تکرار خواهد شد، شهرهای این مناطق تنش آبی خواهند داشت. در بخش برون‎مرزی نیز با نگرش به اینکه امسال بارندگی‎های درخوری در بالادست دو حوضه آبریز هیرمند و هریرود در کشور  افغانستان باریده و این دو رود کارکرد بالا و فزاینده‌ای در فراهم‎سازی آب دریاچه هامون در سیستان و شمال خاوری کشور به‎ ویژه شهر مشهد داشته و یافته‎اند، افغانستان نیز برخاسته از رویکردهای هیدروپلیتیک و منافع بلندمدت خود، گرایشی به رهاسازی آب ندارد. از این‌ رو، کشمکش‎های هیدروپلیتیک دو کشور رو به فزونی خواهد گذاشت. در حوزه سیل نیز  واکاوی داده‎ها و یافته‌ها گویای آن هستند که سیلابی‎شدن بارش‌های کشور پیوند سرراستی با شناسه‌ها و ویژگی‌های بستر زمین و کارکرد شهروندان و کارگزاران داشته است. رشد ۲۵۰ درصدی آسیب و زیان برخاسته از سیل کشور طی چند دهه گذشته گویای آن است که رخداد سیلاب با توجه به دگرگونی‌های اقلیمی در مقیاس جهانی و آماده‌نبودن زیرساخت‌های کشور (کالبدی، قانونی و فرهنگی) برای رویارویی با این پدیده، امنیت و توسعه کشور را در درازمدت درگیر هزینه‌های کلانی خواهد کرد. از این پس، واقعیت پایدار حاکم بر اقلیم و بارش ایران را چنین شناسه‌هایی جهت خواهند داد. از این‌ رو، سیلاب‌ پدیده‌ای گریزناپذیر با روندی فزاینده خواهند بود. آنچه در این میان به فزایندگی هزینه‌ها و آسیب‌های برخاسته از سیل دامن خواهد زد، زیرساخت‌های کم و ناکارآمدی است که بیشتر با ذهنیت دوره پیشاسیلابی‌شدن بارش‌های کشور ساخته و پرداخته شده‌اند. از این‌ رو، زیرساخت‎های کالبدی و قانونی موجود پاسخ‌گوی وضعیت کنونی نیستند. برای نمونه در سیلاب میانه مهرماه سال آبی جاری (۱۳۹۷) در شمال به ویژه در استان مازندران که بیش از ۷۰۰ میلیارد تومان نیز هزینه در پی داشت، بارش۳۰۰ میلی‌متری در یک شبانه‌روز در رودسرِ گیلان طی ۱۵۰ سال گذشته و این حجم از بارش بی‌سابقه و دور از انتظار بود. از دیگر سو، هر رودخانه‎ای گنجایش گذر اندازه خاصی از حجم آب را دارد. از آنجا که زیرساخت‌های موجود در بهترین حالت برای ۵۰ تا ۷۰ میلی‌متر بارش در شبانه‌روز پی‌ریزی شده‌اند، دست کم در حوادثی این‌چنینی که در بهمن‌ماه سال آبی بسامد بالایی نیز داشتند، نقش عوامل اقلیمی در مقیاس جهانی پررنگ‌تر از عوامل و زمینه‌های محلی بود. با این حال، چالش راستین زمانی است که حجم کلانی از باران یکباره می‌بارد، در این کوتاه زمان، آب نمی‌تواند به درون زمین فرو رود و به تواناسازی آبخوان‎ها بیانجامد، در حالی که اگر بارش از نوع برف بود می‌توانست به کاهش آسیب‌ها و تواناسازی آبخوان‎های کشور بیانجامد که بیشترشان نیز روزگار ناخوشی دارند. بر این پایه، از آنجا که بارش در کشور در قالب باران‎های سنگین کوتاه‌مدت بَسامد بیشتری یافته‎اند، زمین نیز با نگرش به فرونشست دوسوم دشت‌های کشور، نابودی فزاینده رستنی‎ها، جنگل و پوشش گیاهی) و ناآمادگی شهروندان و کارگزاران در مقیاس خرد و کلان از این پس در هر جای کشور به ‎ویژه حوضه‎های آبریز مرکزی و شرق باید چشم به راه سیلاب بود، حتی اگر چندین سال پیاپی باران درخوری هم نباریده باشد.

 توصیه راهبردی

– بپذیریم که پدیده خشک‎سالی و کم‎آبی واقعیت جاری و ماندگار کشور است نه رخدادی گذرا و ناگهانی. از این ‌رو، دگرگونی در برنامه‎ریزی‎ها و فرهنگ‎سازی‎ها گزینه‎ای گریزناپذیر خواهد بود که در قالب آن، سازگاری با کم‌آبی راهبرد کلان ملی تعریف شود و همه سازمان‌ها و دستگاه‎های کشور خود را با این راهبرد هماهنگ کنند. یادآوری این نکته گریزناپذیر است که زمان زیادی نداریم.

– نزدیک به۹۲ درصد منابع محدود آبی کشور صرف بخش کشاورزی می‎شود و بیش از نیمی از آن هم هدر می‎رود. این در حالی است که میانگین جهانی بخش کشاورزی ۷۰ درصد است. بر این پایه، رویارویی با کمبود فزاینده آب نیازمند صرفه‏جویی در بخش کشاورزی در هم‎سنجی با دیگر بخش‎هاست.

– درصد بالایی از جمعیت حوضه آبریز مرکزی و شرقی، روستایی و کشاورز است. این مناطق طی چند سال گذشته یا برخاسته از تغییر اقلیم کوچ کرده‎اند یا کانون خروش و خیزش کشاورزان با موضوع دسترسی به آب برای کشاورزی بوده است. یکی از راه‎کارهای بنیادی برای رویارویی با مسئله کم‏آبی، بهره‌برداری بهینه از آب‌های نامتعارف موجود است، گامی که می‎تواند افزون بر فرصت‎آفرینی‏های شغلی، زمینه تواناسازی کشاورزی پایدار در مناطق خشک و بیابانی یادشده را فراهم کند. همچنین، با نگرش به اینکه بخش کلان و گسترده‎ای از آب و خاک این مناطق شور هستند، عملیات شورورزی در بخش تولیدات کشاورزی می‌تواند به پایداری و سازگاری بخش کشاورزی و معیشت کشاورزان کمک کند.

– در مقیاس محلی و فروملی می‌توان با برداشتن یک رشته گام‎های هماهنگ و پایدار از تهدیدهای برخاسته از سیلابی‌شدن بارش‌های کشور کاست و حتی آن را به فرصت دگرگون کرد. گام نخست کامیابی هر گونه طرحی در این باره، همراه‌سازی شهروندان از راه فرهنگ‌سازی و تشویق مردم در مقیاس ملی و محلی برای راه‌اندازی و برپایی سمن‎های زیست‌محیطی فعال و مورد پشتیبان قانون است.

– بهره‌گیری از فنون آبخیزداری در حوضه‌های آبریز سراسر کشور به شیوه‌های کم‌هزینه و کارآمد در اولویت برنامه‌های آمایشی کشور قرار گیرد، زیرا چاره تهدید امنیت آبی کشور در وضعیت موجود رویکرد مشارکتی بهره‎گیر از همین بارش‎های ناگهانی سیل‌آساست که آرام‌سازی این حجم خروشان ویرانگر می‌تواند به تواناسازی آبخوان‌های کم‌آب کشور کمک کند.

– ناگزیر از داشتن مناطق ممنوع و مشروط هستیم تا در محدوده آن‌ها حریم رودها و مسیل‎ها رعایت و حتی حریم آن‌ها گسترانده شود. از ساخت سازه‎ها و راه‎ها در مناطق جنگلی و کناره رودها و درون مسیل‌ها جلوگیری شود. همچنین، سامانه‌ گرداوری آب‌های سطحی بهبود بیابد که قطعاً بازتاب برداشتن چنین گام‌های هماهنگ و فوری، جلوگیری از افزایش هزینه‌زایی سیل و تواناسازی آب‌های زیرزمینی خواهد بود.

 

دکتر مراد کاویانی راد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *